شله زرد

 

از وقتی یادم می آد مامانم روزای تاسوعا شله زرد می پزه و الحق که خیلی خوشمزه می شه...

پارسال مامانم گفت سارا بیا و سر دیگ شله زرد نذر کن اگه سال دیگه نی نی سالم داشتی تو هم بپزی، یه سال مثل برق و باد گذشت

چند روزه دیگه تاسوعاست و من همه نذر هام رو به دست فراموشی می سپارم.

تو این مدت خیلی چیزا فرق کرده و من حالا می دونم تکرار بی اندازه هر چیز ارزش اون رو از بین می بره و لوث می شه. حالا می دونم خدا هم از شنیدن صدای من و تکرار من خسته شده، حالا دیگه صداش نمی کنم. حالا می دونم غصه من داره خانواده ام رو اذیت می کنه، پس نباید غصه بخورم.

لطفا نصیحت نکنید 

 

/ 56 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه

عزیزم کجایی؟ حالت خوبه؟

کیزاد وبلاگ نویس نوزاد

سلام. از اون جمله آخر خیلی خوشم اومد. لطفا نصیحت نکنین. ولی گاهی راهنمایی بد نیست. ولی وقتی آدم حال راهنمایی گرفتن داشته باشه. شاد باشی.

شهاب

[نیشخند][نیشخند][نیشخند] سلام [نیشخند][نیشخند][نیشخند] امیدوارم که حالت خوب باشه ... باز هم دعوتت میکنم که قدم رنجه کنی و بیای پیش ما و یه مطلب چرتی که دارم رو بخونی و یه نظر زیبایی که داری پاش بزنی و مارو خوشحال کنی ..[نیشخند] موضوع : خون ایرانی ؛ خون شهاب ؛ خون ایرانی [نیشخند][نیشخند] نویسنده : شهاب تنها [نیشخند][نیشخند][نیشخند] موفق و پیروز باشی ... [نیشخند] بای [گل]

رز

پلیز آپ کنید خاله سارا!!!! منتظریم[پلک]

زهره

سلام. کجایی؟؟؟ بیا از اونورا گذری[ماچ]

Cc

خداوندا: تقدیرم را زیبا بنویس، کمکم کن انچه رو تو زود خواهی ،من دیر نخواهم و انچه را تو دیر خواهی، من زود نخواهم.